پرسشنامه هوش های چندگانه گاردنر (۱۹۸۳)

پرسشنامه هوش های چندگانه گاردنر (۱۹۸۳)

گاردنر (۱۹۹۳،۱۹۹۵) هوش را ناشی از تفاوت های فردی می داند و معتقد است که هوش را نمی توان به صورت کلی اندازه گیری کرد، بلکه به صورت بخش های مشخص قابل اندازه گیری است. او توانایی های شناختی انسان را به هفت و سپس به هشت طبقه تقسیم کرد که عبارتند از:

۱- کلامی-زبانی: توانایی استفاده از کلمات و زبان در این نوع هوش مد نظر می باشد. افراد دارای این نوع هوش، مهارتهایی مانند گوش دادن، حرف زدن، توضیح دادن، تدریس و مواردی نظیر اینها را به میزان زیادی دارا می باشند.

۲- منطقی-ریاضی: توانایی اصلی در این نوع هوش، استدلال، منطق و کار با اعداد می باشد. کنجکاوی، پرسشگری و آزمایشگری از ویژگیهای بارز افراد دارای این نوع هوش می باشد.

۳- فضایی: توجه و درک پدیده های بینایی یا به بیان بهتر تفکر با تصاویر یا تصویرسازی ذهنی از مشخصات اصلی افراد دارای این نوع هوش می باشد.

۴- موسیقیایی-ریتمیک: هوش موسیقایی-ریتمی یعنی توانایی تولید موسیقی و درک آن. توجه به صداهای اطراف -به ویژه صداهای ریتمیک- از خصوصیات بارز افرادی است که این نوع هوش را دارا می باشند.

۵- حرکتی: توانایی بارز در این نوع هوش، کنترل یا تنظیم بدن در حین حرکات سریع بدن است. داشتن حس تعادل و هماهنگی دست و چشم فوق العاده از ویژگیهای مهم افراد دارای این نوع هوش می باشد.

۶- درون فردی: فهم یا شناخت موضوع خاص از دید یا نگرش افراد دیگر از مشخصات این نوع هوش می باشد. درک احساسات و انگیزه های دیگران از ویژگیهای بارز افراد دارای این نوع هوش می باشد.

۷- میان فردی: علاقه به کارهای گروهی و لذت بردن از کنار دیگران بودن از مشخصات اصلی افراد دارای این نوع هوش می باشد. جمع گرایی توانایی اصلی این افراد درک احساسات و اهداف اصلی دیگران می باشد.

۸- طبیعت گرا: تفاوت قائل شدن بین صفات گیاهی و جانوری یا توجه خاص به طبیعت مانند نگهداری یا جمع آوری نمونه های خاص گیاهی یا جانوری از ویژگیهای اصلی افراد دارای این نوع هوش می باشد.

به منظور سنجش هوش های چندگانه می توان از پرسشنامه ای که فراهم شده است استفاده کرد. این پرسشنامه دارای ۸۰ گویه و ابعاد هوش تجسمی-فضایی، جنبشی-جسمانی، کلامی-زبانی، منطقی-ریاضی، موسیقیایی، بین‌فردی، درونفردی و طبیعت‌گرایی می‌باشد که از پژوهش معتبر گاردنر (۱۹۸۳) استخراج شده‌اند. روایی و پایایی این پرسشنامه در دو مطالعه در سال های ۱۳۸۵ و ۱۳۹۵ مورد تأیید قرار گرفته است.