برای فهم بافت اخلاقی، باید نگاهی به اقدامات شرکت، تطابق عینی کارکنان با خطوط راهنما و حمایت مدیریت از اخلاق داشت. طبق نظر ویکتور و کالن (۱۹۹۷), اخلاق در سازمان به ادراکات مشترک از رفتارهای صحیح اخلاقی و چگونگی اداره شدن موضوع اخلاق اشاره می کند. بافت اخلاقی یک سازمان شامل نهادینه سازی دستورالعمل ها و ارزش هایی است که ادراک جمعی از اخلاق کسب و کار را ایجاد می کند. به عبارتی، بافت اخلاقی، موجب بهبود اخلاقیات در کارکنان می شود. تروینو و همکاران در سال ۱۹۹۸ بافت اخلاقی را با دو ساختار چند بعدی یعنی جو اخلاقی و فرهنگ اخلاقی ارائه کردند.
ویکتور و کالن (۱۹۸۸) جو اخلاقی را به عنوان برداشت غالب از نیروهای معمول سازمان که محتوای اخلاقی دارند یا جنبه هایی از جو کاری که تعیین کننده رفتار کاری خواهد بود؛ تعریف کرده اند. تروینو و همکاران در سال ۱۹۹۰, فرهنگ اخلاقی را به عنوان زیر مجموعه فرهنگ سازمانی تعریف کردند و پیشنهاد کردند که فرهنگ اخلاقی اثر مستقیم بر نگرش ها و رفتارهای فردی دارد. به عبارت دیگر، از زمانی که اخلاق به عنوان معیار قضاوت درباره درستی و نادرستی قرار گرفته است جنبه های ارزشی و اخلاقی محوریت عناصر فرهنگ سازمانی را به خود اختصاص داده اند.
به منظور سنجش ادراک از بافت اخلاقی می توان از ﭘﺮﺳشنامه ﺑﺎﻓﺖ اﺧﻼﻗﯽ که توسط هانت و همکاران (۱۹۸۹) و ولنتین و همکاران (۲۰۰۶) ﺗﺪوﯾﻦ ﺷﺪه است استفاده کرد. این پرسشنامه دارای ۵ گویه می باشد و روایی و پایایی این پرسشنامه در پژوهشی در سال ۱۳۹۵ مورد تأیید قرار گرفته است.
